نگاهی به زمینهها و ضرورتهای سر برآوردن احزاب مذهبی در فضای سیاسی روسیه

فارغ از تفاوتهایی آشکار که بین نظام سیاسی روسیه فعلی با ساز و کارهای دموکراسیهای غربی وجود دارد و در مواردی، مقایسه این نظام با آنچه در آن ساختارهای سیاسی روی میدهد را بیوجه و قیاسی معالفارق میسازد، بررسی تحلیلی و امکانسنجی شکلگیری این نوع احزاب، به ویژه پس از تحولات اخیر و صف بندیهای شکل گرفته در فضای سیاسی روسیهي امروز، در تکمیل و توسعه پازل آرایش سیاسی و رویکردهای اجتماعی این کشور مفید و موثر خواهد بود. اين زاويه نگاه علاقمندان و پژوهشگران سیاسی اجتماعی و فرهنگی کشور پهناور، متعدد الاقوام و کثیر المذاهب روسیه را به کار آمده و مفيد واقع خواهد شد.
پيشينه
پس از انقلاب اکتبر و سرنگونی پادشاهی تزاری روسیه، که بنا به ماهیت ساختاری خود پیوندی وثیق با ارباب مذاهب و کلیسای رسمی روسیه داشت، در تمام دوران هفتاد و اندی ساله کمونیستی، ماهیت الحادی نظام حاکم، اجازه کمترین بروز و حضور سیاسی و اجتماعی به نمایندگان رسمیدین نمیداد. اندک گشایش و اغماضی نیز که در برههها و پارههایی از این دوران طولانی برای اهالی و پیروان مذهب فراهم میگشت، اساسا سرشت و ذاتی غیر سیاسی، فردگرایانه و بیهیچ ارتباطی با ساز و کارهای سیاسی و نظام اداره جامعه داشت. البته اقتضاء و طبع نظام سیاسی بر" افیون بودن دین برای تودهها " تاکید داشت و مبانی عقیدتی و ایدئولوژیک خود را بر نفی مقدسات و آنچه ماوراء الطبیعی است بنا نهاده بود.
لایههای درونی جامعه روس آنگونه که نظریه پردازان و ایدئولوگهای حزب میپنداشتند نبود. رسوخ عمیق باورهای مذهبی در جامعهای با ویژگیهای خاص روسیه و مهم تر از آن پیوند وثیق و بنیادین عناصر مذهبی با مبانی هویتی روسها، نقش و جایگاهی خاص را برای مذهب در روسیه پس از فروپاشی شوروی تعریف کرد. امروزه کمتر پژوهشگر و تحلیلگری است که از نقش مهم و اساسی مذهب ارتدکس روس (به منزله مهمترین نماینده مسیحیت ارتدکس در جهان امروز) در شاکله هویت روسی مغفول ماند و یا آن را، آنگونه که شایسته است، قدر نداند و بر صدر ننشاند.
این روند بازیابی جایگاه دین و نهادهای دینی در روسیه، در طی بیست سال پس از فروپاشی، با سرعتی قابل توجه، تداوم یافت و فضایی را در جامعه روسیه پدید آورد که بر هر ناظر بیطرف آشنا به گذشته الحادی شوروی، عجیب و شگفتی آور میآمد.به همان اندازه که در سطح مناسبات اقتصادی، گذار روسیه از نظام اقتصادی بسته سوسیالیستی و کمونیستی به سرمایه داری لجام گسیخته و ظهور و بروز الیگارشی خاص، عجیب و فراتر از تصور است (این خود نیازمند بحثی مستوفا و جداگانه است)، در سطح باورهای اجتماعی و اعتقادی نیز، رسوخ و نفوذ گسترده باورهای مذهبی، به ویژه در سطح جوانان، در روسیه امروز، غریب و باور نکردنی است.
گواه نزدیک این رویکرد دینی که عمدتا آمیخته به احساسات و ظواهر دینی و مذهبی است، ازدحام شدیدی بود که در ایام به نمایش گذاشتن کمربند حضرت مریم (س)[1] در کلیسای جامع شهر مسکو به وجود آمد. صفهای طویل مردمانی که چند روز منتظر میماندند تا دقایقی رخصت یابند و به زیارت این نماد دینی نائل شوند، در آن روزها، توجه هر ناظری در مسکو را به خود جلب میکرد و ناخودآگاه، این پرسش را فراروی وی قرار میداد که آیا این همان شهری است و اینان از همان مردمانی هستند که از اوایل قرن بیستم و تقریبا تا اواخر آن، طلیعه دار الحادیترین نظام سیاسی و حکومتی بودند و نفی هر نماد مقدس و غیر مادی و نامحسوس، سنگ بنای اعتقاد و باورشان را تشکیل میداد ؟
با ابتناء بر این شواهد و نمونههای عینی و نیز مطالعات اجتماعی، نظرسنجیها و رصدهای میدانی متعدد، تجدید حیات دینی و معنوی روسیه، میتواند مفروض هر بررسی و تحلیلی که در زمینه مناسبات دین و دولت و نقش آفرینی نهاد رسمیدین در تحولات و تطورات اجتماعی/ سیاسی این کشور انجام میشود قرار گیرد.
حضور عینی در عرصه اجتماع و سیاست
صرفنظر از پرچمداری کلیسای ارتدکس روسیه در موضوعاتی که به هر نحو، با مساله یا پدیدهای به نام "هویت روسی" یا "هویت اسلاو" مرتبط هستند و نقش آفرینیهای ارشادی/پدرمآبانه در تحولات سیاسی و اجتماعی، که تازهترین آن توصیه کریل اسقف اعظم مسکو و سراسر روسیه به احزاب و گروههای سیاسی درگیر در مسائل بعد از انتخابات دومای دولتی روسیه، که طرفین را به لزوم رعایت قانون و عدالت فراخواند، بود، چندی است گرایشی در کلیسای ارتدکس روسیه، معطوف به نقش آفرینی و حضور موثرتر در فضای سیاسی و تحولات جاری کشور، به منصه ظهور رسیده و به انحاء مختلف، بر ضرورت و لزوم شکل گیری حزبی مذهبی – با عنوان حزب ارتدکس مسیحی – تاکید مینماید.وسولود چاپلین، روحانی خبرساز کلیسای ارتدکس روس، که چهره رسانهای معروفی در روسیه دارد و به سبب مواضع خاص خود، مورد توجه مطبوعات و خبرگزاریهای روسیه است، صریح ترین و روشن ترین دیدگاه را در خصوص این نوع نگرش و دیدگاه رو به رشد در بخشی از جامعه روسیه داده است.
این روحانی روس که مدیریت بخش"روابط کلیسا و جامعه " کلیسای ارتدکس روسیه را برعهده داشته و فعالیت اجتماعی را یکی از شئون جدی روحانیت مسیحی میداند، در تازهترین موضع گیری خود که در وبلاگی[2] که از سوی طرفداران تشکیل حزب مسیحی ارتدکس در روسیه ایجاد گردیده، درج شده است، دوازدهم ژانویه سال جاری اعلام داشت که نقش آفرینی نهاد مذهب و کلیسا، الزاما به معنی تشکیل حزبی با عنوان و نماد مذهبی نیست. در عین حال وی در ادامه بحث خود، تاکید میکند که به نظر میرسد در سطح جامعه روس، احساس نیاز به شکلگیری و فعالیت احزابی از نوع دیگر ! فرا رسیده و بلافاصله ابراز میدارد که محدودیت قانونی ایجاد حزبی با نام و شعار مذهبی و دینی – که در قانون اساسی روسیه مورد تصریح قرار گرفته است – به معنی عدم امکان تاسیس احزابی با ماهیت مذهبی در روسیه نیست و مثال وی احزاب دموکرات مسیحی در اروپاست که با نام و عنوان احزاب عرفی پا به میدان مبارزه سیاسی میگذارند و یا در جهان اسلام، حزب عدالت و توسعه ترکیه، که اساسا حزبی مذهب بنیاد است، با پرچم و نامی غیرمذهبی پا به عرصه وجود گذاشته است. پدر چاپلین البته در ادامه نوشته خود، ناگزیر از طرح نگرانی خود از ورود کلیسا و نهاد دین در دسته بندیها و رقابتهای سیاسی میشود و آن را به نوعی با تقدس، رسالت همه گیر و جایگاه پدرمآبانه ارباب کلیسا در تنافر میبیند.
الگا کریشتانووسکایا رئیس انستیتو سیاست کاربردی روسیه و تحلیل گر سیاسی، نظری صریح تر دارد. وی در گفتگو با رادیو وستی روسیه، از وجود زمینههای لازم برای ایجاد و شکلگیری حزب ارتدکس مسیحی در روسیه خبر میدهد و میافزاید : " مهم ترین مساله امروز جامعه روسیه افسردگی اجتماعی است که در بین اقشار مختلف جامعه روسیه به چشم میخورد. کلیسا به عنوان نهادی دینی و معنوی، با ورود فعال به عرصه سیاست و بازگرداندن اعتماد مردم به سازوکارهای سیاسی جامعه، میتواند نقش آفرینی سازندهای در تغییر این نگرش اجتماعی در روسیه امروز داشته باشد".
وصف فضای سیاسی / اجتماعی روسیه با ویژگی افسردگی اجتماعی توسط تحلیلگر سیاسی این کشور که بیشک معطوف به نتایج انتخابات اخیر پارلمانی روسیه میباشد، رویه دیگری از چرایی حضور و نقشآفرینی حزبی مذهبی و متعلق به جریان کلیسایی در روسیه را نشان میدهد و آن بازگرداندن جایگاه و اعتماد به ساختار سیاسی در بین عموم جامعه که با رشدی روز افزون، به ارباب کلیسا و روحانیت مسیحی، روی میآورند و در همان حال، از میزان نقش آفرینی و حضور در عرصه و صحنه سیاسیشان کاسته میشود.
از این منظر، ورود نهاد دین، هرچند بنا به اقتضاء و ضروریات قانونی بدون پرچم و نام رسمیمذهب، مطلوب حاکمیت فعلی روسیه است که در آوردگاه انتخاباتی اخیر، هم با کاهش نسبی میزان مشارکت مردم در انتخابات مواجه بود و هم با شدتی بیشتر و چشمگیرتر، شاهد ریزش هواداران و آراء خود نسبت به انتخابات پیشین بود. طرفه آن که در این کاهش مقبولیت، شاهد افزایش اقبال عمومی به احزاب چپ گرا نیز بود که اساسا بر خلاف جریانات سیاسی محافظه کار، به طور سنتی، مخالف حضور و نقش آفرینی نهاد دین و جریانات مذهبی در ساختار سیاسی کشور هستند.
حزب اسلامیدر روسیه
کشور پهناور روسیه، سرزمینی متعدد الاقوام و متکثرالمذاهب است و بر اساس آمار و ارقام رسمی و غیر رسمی، مسلمانان روسیه، پس از مسیحیان ارتدکس، بزرگترین گروه مذهبی در این کشورند.شمار رو به افزونی مسلمانان که در نرخ بالای توالد و تناسلشان متجلی است، همراه با مجموعه وقایع و واقعیاتی که پرداختن به آنها مجالی دیگر و فرصتی فزونتر میطلبد، این گروه از ساکنان فدراسیون روسیه را به موضوعی مهم و قابل مطالعه از منظری و تاثیر گذار و تعیین کننده از منظری دیگر تبدیل کرده است.
فتح باب تاسیس حزب مذهبی در روسیه، جامعه مسلمانان این کشور را که با انبوهی از مسائل و مشکلات قومی، زبانی، اجتماعی، اقتصادی و بعضا هویتی دست به گریباناند، به صرافت شکل دادن ساختارهایی سیاسی در قالب احزاب مدرن امروزی خواهد انداخت تا در فضای متفاوتی از نقش آفرینیهای اجتماعی، مدافع حقوق این بخش از جامه امروز روسیه باشند. از این روست که همزمان با درگرفتن بحث ضرورت تاسیس حزب مسیحی ارتدکس در روسیه، موضوع ایجاد حزب اسلامی در روسیه نیز از سوی شخصیتها و فعالان اجتماعی و سیاسی مسلمانان روسیه طرح شده و به مجموعهای از نظرات و دیدگاههای متفاوت دامن زده است.
در این راستا، سایت اطلاع رسانی نسبتا پرمخاطب http://www.Ansar.rبه منظور رصد عملی افکار عمومیمسلمانان روسیه در خصوص ضرورت و بایستگی ایجاد و فعالیت حزب اسلامیدر روسیه، در ماه اکتبر سال گذشته نتایج نظرسنجی خود را با موضوع " آیا ایجاد حزب اسلامیدر روسیه ضرورت دارد ؟ " منتشر ساخت. بر اساس این نتایج اعلام شده، بیش از 40 درصد از شرکت کنندگان جای خالی حزبی اسلامی در بین احزاب روسیه را مشهود و ملموس دانسته و وجود آن را ضرورتی جدی برای کشور دانسته اند. 6 درصد ضمن اذعان به ضرورت این حزب، ایجاد و شکلگیری آن را مستلزم گذشت زمان دانسته اند.21 درصد با اذعان به ضرورت این حزب، تاسیس و شکل گیری آن را ناممکن دانسته و 6 درصد نیز اظهار داشته اند که حتی در صورت تحقق این امر، فقدان رهبری چنین حزب سیاسیای، مسالهای مهمتر و بزرگتر است. در بین پرسش شوندگان این نظر سنجی، تنها 16 درصد هیچ ضرورتی برای تشکیل حزب اسلامیدر روسیه قائل نبودهاند و 11 درصد از پاسخ دهندگان نیز، پاسخ این سوال را به نوع و چگونگی موردی حزب مذکور مرتبط دانسته اند.[3]


